
مشاعات، انباری شخصی هیچ واحدی نیست!
طبق ماده 3 آییننامه اجرایی قانون تملک آپارتمانها، بخشهایی که استفاده از آنها منحصر به یک واحد نیست، جزو قسمتهای مشترک ساختمان محسوب میشوند. پس «جلوی واحد خودمه!» همیشه دلیل خوبی برای تصرف مشاعات نیست. 👀
پستها و تجربههایی که مدیران ساختمانها در شارژبوک ایجاد و منتشر میکنند.
شما هم میتوانید تجارب خود را در قالب خبر در کانال شارژبوک منتشر کنید؛ کافی است وارد شارژبوک شوید، خبر یا تجارب را بسازید و آن را انتشار دهید.

6 پست

طبق ماده 3 آییننامه اجرایی قانون تملک آپارتمانها، بخشهایی که استفاده از آنها منحصر به یک واحد نیست، جزو قسمتهای مشترک ساختمان محسوب میشوند. پس «جلوی واحد خودمه!» همیشه دلیل خوبی برای تصرف مشاعات نیست. 👀

با طرح «خانه ایمن»، ساختمان و مشاعات در برابر حوادث بیمه میشن و واحد خود مدیر هم بیمه آتشسوزی میگیره. ضمن اینکه با خرید خانه ایمن از شارژبوک 10٪ تخفیف بیمه مسئولیت مدیران ساختمان هم دریافت میکنی. از منوی اصلی بخش بیمه ها رو چک کن.

جلسه مجمع ساختمان بود و داشتیم درباره انتخاب مدیر جدید صحبت میکردیم. یکی از همسایهها پیشنهاد کرد یکی از مالکین که چند سال تجربه مدیریت داشت، دوباره مدیر شود. همان موقع یکی از ساکنین گفت: «مدیر باید حتماً از بین ساکنین انتخاب بشه، مالک که نیست!» بحث بالا گرفت و هرکس نظری داشت. من هم گفتم بهتره به جای حدس و شنیدهها، قانون رو بررسی کنیم. طبق قانون تملک آپارتمانها، مدیر یا مدیران ساختمان توسط مجمع عمومی مالکین انتخاب میشوند و الزامی نیست که مدیر حتماً ساکن ساختمان باشد. بنابراین، مالک بودن مانعی برای انتخاب فرد به عنوان مدیر نیست و تصمیم نهایی با مجمع عمومی مالکین است. در نهایت فهمیدیم مهمتر از مالک یا ساکن بودن، اعتماد، مسئولیتپذیری، نظم و توانایی مدیریت امور ساختمان است. تجربه من نشان داده بسیاری از اختلافات ساختمان نه به خاطر پیچیده بودن قانون، بلکه به خاطر برداشتهای اشتباه و «شنیدهها» ایجاد میشوند. بهتر است در چنین مواردی، قبل از بحث و اختلاف، سراغ قانون و صورتجلسه رسمی مجمع برویم.

یه چیزی که توی مدیریت ساختمان یاد گرفتم اینه که خیلی از اختلافها سر مبلغ نیست، سر **شفاف نبودن حسابهاست**. مثلاً یه هزینه برای تعمیر آسانسور انجام میشه، چند ماه بعد یکی از همسایهها میپرسه: «این پول دقیقاً بابت چی بود؟» یا یکی میگه شارژ رو پرداخت کرده، ولی پیدا کردن پرداختش بین پیامها و واریزیهای مختلف خودش یه داستانه 😅 من یه مدت حسابها رو توی دفتر و یادداشتهای گوشی نگه میداشتم، ولی وقتی تعداد پرداختها و هزینهها زیاد شد، واقعاً پیگیریش سخت شد. الان برای ثبت این چیزها از **شارژبوک** استفاده میکنم؛ بیشتر از هر چیزی کمکم کرده که پرداختها و هزینهها یه جای مشخص باشن و مجبور نباشم هر بار بین پیامها و فیشها بگردم. به نظرم فرقی نمیکنه مدیر از دفتر استفاده کنه، اکسل یا یه ابزار مثل شارژبوک؛ مهم اینه که آخر ماه دقیقاً مشخص باشه **چقدر پول اومده، کجا خرج شده و چه واحدی بدهکاره.** همین شفافیت ساده، خیلی از بحثهای ساختمان رو کم میکنه.

یکی از ساکنین تعریف میکرد: «یک شب بوی سوختگی در پارکینگ پیچید. چند دقیقه بعد فهمیدیم از تابلو برق مشاعات دود بلند میشود.» خوشبختانه قبل از اینکه حادثه بزرگتر شود، برق قطع شد و موضوع کنترل شد. اما فردای آن شب، تازه نگرانی اصلی شروع شد: هزینه خسارت، تعمیرات و جبران آسیبها. وسط همان صحبتها یک سؤال ساده مطرح شد: ساختمان بیمه دارد؟ همه ساکت شدند. واقعیت این است که خیلی وقتها بیمه ساختمان را تا وقتی اتفاقی نیفتاده، جدی نمیگیریم. در حالی که حادثه خبر نمیکند؛ نشتی آب، آتشسوزی، آسیب به مشاعات و خیلی از اتفاقات دیگر، میتوانند در چند دقیقه هزینههای سنگینی به ساختمان تحمیل کنند. بیمه ساختمان جلوی حادثه را نمیگیرد، اما کمک میکند بعد از حادثه، فشار کمتری روی مدیر ساختمان و ساکنین باشد. شما اگر مدیر ساختمان باشید، بیمه را جزو اولویتها میگذارید؟ #بیمه_ساختمان #مدیریت_ساختمان #شارژبوک

چند ماه قبل، پشتبام یکی از ساختمانها نیاز به ایزوگام داشت. هزینه کار بیشتر از موجودی صندوق ساختمان بود، برای همین مدیر با پیمانکار توافق کرد بخشی از مبلغ را همان موقع پرداخت کند و باقیمانده در سه قسط تسویه شود. کار انجام شد، پشتبام تحویل گرفته شد و سه فقره چک هم برای ماههای بعد به پیمانکار داده شد. ظاهراً پرونده ایزوگام بسته شده بود. اما در واقع ساختمان هنوز سه تعهد مالی داشت. چند هفته گذشت و هزینههای دیگری هم برای ساختمان پیش آمد؛ سرویس آسانسور، قبضها، نظافت و چند تعمیر جزئی. تا اینکه پیمانکار چند روز مانده به سررسید یکی از چکها تماس گرفت: «مهندس، چکتون آخر هفتهست، گفتم یادآوری کنم.» مدیر ساختمان تازه متوجه شد مبلغ آن چک را باید از قبل در حساب ساختمان آماده میکرد. مشکل این نبود که هزینه ایزوگام ثبت نشده بود؛ مشکل این بود که بخشی از هزینه هنوز مربوط به آینده بود. وقتی یک ساختمان خرید اقساطی انجام میدهد، قرار است مبلغی را در آینده پرداخت کند، کار مالی هنوز تمام نشده است. اینها تعهدات مالی ساختمان هستند؛ چون گاهی فراموش شدن یک تاریخ، میتواند از خودِ هزینه دردسر بیشتری ایجاد کند.